دستی بنه از روی کَرَم بر ضربانمتا خون به.. به.. بیرون نزند از شریانم
با یاد تو از دور پُر از حرفم و حالابند آمده از دیدن روی تو زبانم
کوتاه بکن فاصله ی لعنتی ام رابگذار به دستان تو خود را برسانم
آنقدر که گفتم به فدایت بشوم تا...تردید نکن ؛ درد تو افتاده به جانم
نفرین خداوند بر این ترس که نگذاشتتا ماشه ی این اسلحه ام را بچکانم
هرچند رسیدن به تو رؤیاست ولیکنرؤیای قشنگی ست اگر زنده بمانم
کاوه احمدزاده
برچسبها: فاضل نظری, کاوه احمدزاده, علیرضا آذر, علی صفری, شهراد میدری
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر ۱۳۹۶ساعت 14:59 توسط کاوه احمدزاده |
برچسب: دستی,بنه,روی,کرم,ضربانم,
نویسنده: پندار اسدیان
تاريخ: شنبه
28 مرداد
1396 ساعت: 17:25